مسير‌يابی در طبيعت

مسير‌يابی در طبيعت

مواظب خطر باشيد:

برف چال‌ها و يخچال‌ها را از نظر خطر ريزش بهمن و صخره‌ ها را از نظر ريزش احتمالی سنگ بررسی كنيد. از مسيرهايی با نقاط بهمنی و يا خطر ريزش سنگ، در ساعات سرد شب و يا صبح زود سريعا بگذريد. از اين مناطق به هنگام ريزش باران عبور نكنيد. اگر عبور از مسير انتخابی مشكل است قبل از دير شدن، راه‌های احتمالی ديگر را بررسی كنيد.

در مورد بازگشت فكر كنيد. هميشه مسئله بازگشت را در نظر بگيريد. اگر بالا رفتن از جايی آسان است، لزوما پايين آمدن آن آسان نخواهد بود. همچنين ممكن است پيدا كردن راه بازگشت نيز آسان نباشد. از جی پی اس و ارتفاع‌ سنج استفاده كنيد و در صورت نياز، راه را علامت‌ گذاری كنيد. به اين فكر كنيد كه اگر هوا تاريک شد گروه كجا خواهد بود و آيا می ‌شود در آن ساعت از چراغ پيشانی استفاده كرد. به نقاط كمپ اضطراری، منابع آب و عوامل ديگری كه بازگشت را راحت‌ تر و مطمئن‌تر مي‌سازد، فكر كنيد.

راه رفتن:

رسيدن به قله اغلب با راه رفتن است تا صعود فنی و مهارت در راه رفتن اهميت دارد. قبل از رسيدن به پاكوب، به پاها، باسن و كمر و شانه‌های خود تمرين كششی دهيد. مقداری آب بنوشيد. كوله‌ پشتی و كفش‌ها را مناسب بدن خود سازيد تا از بروز توقف‌های اجباری بعدی جلوگيری كنيد.

از جيب‌ های بيرونی كوله ‌پشتی برای قرار دادن وسايلی كه مكررا در طول روز استفاده خواهند شد مثل آب، بلوز، تنقلات، كلاه، دستكش، گتر، عينک آفتابی و چراغ پيشانی استفاده كنيد. كلنگ و باتون‌های خود را در قسمت خارجب كوله ‌پشتی قرار دهيد تا برای عبور از نقاط دشوار در دسترس باشد.

در آغاز، آهسته حركت كنيد تا بدن گرم شود و قبل از شروع به عرق كردن لباس‌ های خود را كم كنيد. صعود از ارتفاعات را آهسته و با استيل انجام دهيد و در شيب كم سرعت را بالا ببريد.

گام استراحت:

سرعت آرام و يكنواخت، انسان را به قله می رساند. در مسيرهای شيب‌دار، روی برف و در ارتفاعات، گام استراحت، سرعت قدم ‌ها را كنترل كرده و خستگی را كاهش می ‌دهد. جای توقف‌ های ممتد در مواقعی كه پاها و شش ‌ها احتياج به وقفه دارند، از اين تكنيک استفاده كنيد.

بدين منظور، هر گام را به يک لحظه كوتاه توقف كامل خاتمه دهيد تا استراحتی به پای خود داده باشيد. يک پای خود را برای قدم بعدی به جلو حركت دهيد. صاف بايستيد و در حالی كه به پای پشتی اجازه می دهيد كه تمام وزن بدن را تحمل كند، نفس خود را بيرون دهيد.

پای عقبی خود را بكشيد و راست كنيد تا توسط استخوان پا حمايت شويد، نه توسط ماهيچه‌ ها، احساس كنيد كه وزن شما روی استخوان‌ ها و پا قرار گرفته است. اكنون كاملا استراحت كرده و به ماهيچه ‌های پای جلوی خود اجازه استراحت بدهيد. مخصوصا ماهيچه‌ های ران، اين لحظه آنی استراحت، هر چقدر هم كه كوتاه باشد باعث رفع خستگی ماهيچه‌ ها می شود.

سپس يک نفس بگيريد و پای عقبی خود را برای گام بعدی به جلو بياوريد و تمام اعمال را برای پای ديگر خود تكرار كنيد. تنفس خود را با حركات پا هماهنگ كنيد با هر گام، يک بار تنفس كنيد. نفس بگيريد و گام برداريد. در حينی كه در حال استراحت دادن به پای جلوی خود هستيد و روی پای عقب قرار داريد، نفس را بيرون دهيد. اين شكل تكراری را در طول صعود حفظ كنيد. تعداد تنفس در هر گام بستگی به سختی كار و درجه خستگی شما دارد.

استراحت ‌ها:

استراحت‌ها سرعت و آمادگی بيشتری به بدن می دهد. فقط هنگام خستگی توقف كنيد. در غير اين صورت روحيه گروه را برای رسيدن به قله پايين می آوريد. در ساعات اوليه حركت كه بدن سر زنده و آماده است فاصله بين استراحت‌ها را هر ۱ تا ۵/۱ ساعت انتخاب كنيد. در حالت ايستاده و يا تكيه داده استراحت كنيد و كوله خود را از روی دوش پايين بياوريد. نفس‌های عميق بكشيد و چيزی بخوريد و بنوشيد. هميشه بدن خود ر از نظر آب بی نياز نگه داريد و در هر توقف آب بنوشيد.

زمان‌های متفرق شدن گروه برای دستشويی را اعلام نماييد چرا كه ممكن است افرادی بر اثر خجالت كشيدن نياز خود را عنوان نكنند و اولين توقف شما برای اين كار بايد آخرين نقطه دارای امكانات توالت باشد.

در طول يک روز راهپيمايی گروه می ‌تواند بعد از هر دو ساعت يا بيشتر يک استراحت كامل بكند. نقاطی را برای استراحت انتخاب كنيد كه امتيازاتی مانند دسترسی به آب، محل قرار دادن كوله ‌پشتی ‌ها و چشم‌ انداز خوب دارند.

بازگشت:

در حركت به طرف پايين، قدم‌ ها بدون احساس خستگی سرعت می ‌گيرند. در هنگام فرود، وزن بدن و كوله‌ پشتی روی ران‌ها، زانو پاها فشار می ‌آورد. با چند روش از بروز صدماتی مثل تاول، صدمات زانو، زخم انگشتان پا، كبود شدن ناخن‌ها، سردرد و درد كوله ‌پشتی جلوگيری نماييد.

قبل از حركت ناخن‌های خود را بگيريد. بند كفش‌ها را مخصوصا در قسمت بالای كفش سفت كنيد تا از حركت پا درون كفش و فشرده شدن انگشتان جلوگيری نماييد. در هنگام وارد آمدن هر گونه شوكی به زانوها، آنان را خم كنيد. هر پا را خيلی سبک حركت دهيد، طوری كه انگار تازه زخم داشته است. از چوب‌های اسكی و يا باتون جهت تخفيف فشار روی زانوها و حفظ تعادل استفاده كنيد. سرعت گام‌ های خود را كمتر از آن چيزی كنيد كه نيروی جاذبه می ‌خواهد.

در صورت نياز از يک كلنگ جهت حفظ تعادل و ترمز كردن استفاده كنيد. اين وسيله روی چمن زارها روی شيب ‌ها، جنگل‌ ها و خزه‌ ها بسيار مفيد است.

تراورس:

راه رفتن در عرض يک شيب (تراورس) باعث پيچ خوردن مچ پا، كج شدن باسن و از دست دادن تعادل می شود. اگر امكان دارد با تغيير مسير حركت از تراورس كردن اجتناب كنيد. اگر تراورس غير قابل اجتناب است صخره‌ ها، راه ‌های عبور حيوانات و نقاط بدون پوشش گياهی را انتخاب كنيد تا از پيچ خوردن زانو جلوگيری نماييد. برای وارد آمدن فشار كمتر به مچ پا از حركات زيگزاگی و مارپيچی استفاده كنيد.

مسير‌يابی:

در انتخاب مسير حال كه وسايل را در دست داريد و كليه شرايط راجع به هوا و منطقه را می ‌دانيد ساده ‌ترين راه را انتخاب كنيد. هميشه سعی كنيد مسير اصلی را پيدا كرده و روی آن باقی بمانيد. زمانی كه علايم و نشانه ‌ها از بين رفته ‌اند متوجه پيچ راه نشدن امری عادی است. در يک مسير واقع در جنگل پوشيده از برف سنگين تنه ‌های اره شده درختان كه از برف بيرون آمده‌اند، ممكن است تنها علايم نشانگر موقعيت راه پا‌كوب باشند.

حركت با ديگران در يک گروه:

اجرای برنامه با ديگران لذت بخش ‌تر است:

- گام‌ های خود را با سرعتی برداريد كه وقت كم نياوريد. و طوری سرعت گروه را تنظيم كنيد كه آهسته‌ ترين فرد فاصله زيادی از گروه نداشته باشد و نفر آخر در هنگام استراحت بتواند خودش را به گروه برساند و از همان زمان استراحت را شروع كنيد.

- كند ترين فرد را در جلوی صف بگذاريد.

- وسايل و ابزار گروهی را بين افراد با انرژی تقسيم كنيد.

- از فرد جلويی خود سه تا پنج قدم فاصله بگيريد، به هر كوهنورد همچنين هر كلنگ كوهنوردی، مقداری فضای آزاد بدهيد.

- هميشه با گروه حركت كنيد. از ديگران فاصله زيادی نگيريد.

- زمانی كه شاخه درختی را می ‌گيريد و مي‌خواهيد آن را رها نماييد به پشت سر خود نگاه كرده و فرياد بزنيد: شاخه!

- زمانی كه توقف می ‌كنيد در كنار راه بايستيد.

- جهت انجام هر كار ضروری اجازه بگيريد. در زمان ملاقات با گروه ديگری متواضع باشيد. رسم بر اين است كه گروهی كه در حال پايين رفتن است، می ايستد. در مسيرهای با شيب كم و يا زمانی كه گروه پايين ‌رونده بزرگ است، گروه بالارونده می ايستد و به آن ها راه می دهد. زمانی كه گروهی را با كوله ‌پشتی ملاقات می ‌كنيد كنار راه بايستيد و به آنها راه بدهيد، از صحبت كردن بلند خودداری كنيد و حركات اضافی انجام ندهيد. كسانی كه با دوچرخه كوهستان هستند هميشه مراعات پياده‌ها را بكنند.

- در مسيرهای طولانی و فرود، زمانی كه پيدا كردن مسير شكل نيست، يک نقطه را برای جمع شدن انتخاب كنيد. اين كار باعث می ‌شود هر كسی با سرعت خود راه برود و گروه در دسته ‌های كوچک ‌تر تقسيم شود. گروه را در نقاط تقاطع و يا محل رد شدن از رودخانه دوباره جمع كنيد. افراد با تجربه را در جلو و پشت سر گروه قرار دهيد.

- آدمی بشاش و آماده كمک باشيد. كسی باشيد كه انسان تمايل داشته باشد با او برنامه اجرا كند.
تا زمانی كه علايم از روی مسير پاک نشده ‌اند و تا موقعی كه مجبور به انتخاب جهت ديگری نشده ‌ايد از روی پا‌كوب خارج نشويد كسانی كه پا‌كوب اولی را درست می ‌كنند، هميشه آسان ‌ترين راه را انتخاب كرده‌ اند شما هم مانند آنها عمل كنيد.

مواجهه با حيوانات در طبيعت وحشی:

حيات وحش محيط كوهستان افسونگر و اغلب جذاب است اما مشاهده پرندگان و حيوانات بايد از دور باشد و نبايد مزاحم آنها شد. در صورت مواجهه با حيواناتی در مسير، خود را آهسته كنار بكشيد به آنها فرصت بدهيد تا بتوانند خود را دور كنند. سعي كنيد از مسيرهای سرازيری‌شان عبور كنيد زيرا آنها برای فرار، معمولا جهت سربالايی را انتخاب می ‌كنند. فضای زيادی را برای آنها باقی بگذاريد زيرا مواجهه حيوان با انسان در يک محدوده كوچک، خطر حمله را به وجود می ‌آورد.

در سرزمين خرس‌ ها از قلمروی شخصی آنها فاصله بگيريد. سعی كنيد از برخورد با آنها اجتناب كنيد. اگر مجبور به عبور از محل حيوانات هستيد سر و صدای زيادی راه بياندازيد تا نزديک شدن خود را به آنها اعلام كنيد. اگر گروه كوهنوردی ناگهان با خرس يا يوزپلنگی روبرو شد، بر نگردد و فرار نكند. فرار كردن از مقابل حيوانات باعث تحريک حس حمله برای طعمه خواهد شد. خرس‌ها دوندگان خوبی هستند. در اين گونه مواقع، در جای خود بمانيد، به حيوان نگاه كنيد و در حالی كه كماكان به نگاه كردن ادامه می ‌دهيد آهسته حركت كرده و راه حيوان را باز كنيد.

یاد دوران طفولیت بخیر

هی!

یاد دوران طفولیت بخیر . . .

چه دورانی داشتیم واسه خودمون . . . ( ترجیها دهه ۶۰)

می رفتیم از این آدامس ۵ تومنی ها (اصولا الان منقرض شدن) می خریدیم . . .

خوب که جویدیم و مزش تموم شد، دوباره با یه حبه قند می نداختیم بالا و شروع می کردیم به جویدن . . .

خوب که مخلوط شد . . . درش می آوردیم میزاشتیمش تو یخچال واسه دفعه بعدمون . . .

بعــــــله . . . یه همچین آدمای آینده نگری بودیم . . . در پی اصلاح الگوی مصرف

خدایااااااااااااااا

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه

دیوانه ی مهربانی توام . . .

از تو ممنونم

خدای دوست داشتنی من؛ از تو ممنونم

خدایا ممنونم؛
 من می ‌تونم تمام زیبایی ‌های پیرامونم را ببینم،
 کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه هست . . .


خدایا؛
 من می‌ تونم راه برم،
 کسانی هستند که هیچوقت نتونسته ‌اند حتی یک قدم بردارند . . .


خدایا از تو ممنونم؛
 که دل رئوف و شکننده‌ ای دارم،
 کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمی ‌کنن . . .


خدایا سپاسگزارم؛
 که به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم،
 کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده‌ ای بی ‌بهره‌ اند . . .


خدای عزیزم؛
 من می‌تونم کار کنم،
 کسانی هستند که برای رفع کوچکترین نیازهای روزمره ‌شون هم به دیگران محتاجند،
 برای این نعمت بزرگ از تو سپاسگزارم . . .


خدای دوست ‌داشتنی من، از تو ممنونم؛
 که کسی هست که منو دوست داره،
 کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست . . .


 و بیش از همه ‌ی این‌ ها؛
 برای هدیه ‌ای که هر روز با هزار عشق و امید به من می‌ دهی از تو سپاس گزارم . . .

 هدیه‌ ای که نامش زندگی ‌ست . . .

تو آیا عاشقی کردی؟

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده ‌ای گاهی؟
نشستی پای اشک شمع گریان تا سحر یک شب؟
تو آیا قاصدک‌ های رها را دیده ‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد ‌پیغامی،
میان کوچه‌ ها سرگشته می ‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می ‌کند
چیزی نمی ‌خواهد
و چشمان تو آیا سوره ‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟
تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌ منت و با مهر می ‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله ‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌ تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ ای راز هدایت، در شبی تاریک؟
تو آیا، یا کریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌ عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه ‌شب‌ ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
تو آیا خوانده ‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟
تو آیا هیچ می ‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ ای در خویش؟
نمی‌ دانی که گاهی، شانه‌ ای، دستی، کلامی را نمی‌ یابی ولیکن سینه ‌ات لبریز از عشق است…

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اختر آسمان را، داده ‌ای آیا ؟!
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می ‌سازی؟
نفهمیدی چرا دل‌ بست فال فالگیری می ‌شوی با ذوق!
که فردا می ‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می ‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!
تو فهمیدی چرا همسایه ‌ات دیگر نمی‌ خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی ‌آبی احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخم نشسته بر جبین مردمان را برنمی ‌تابد؟
نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده ‌ای آیا؟
جوابم را نمی‌ خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده ‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می ‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌ خوانی

یک با یک برابر نیست

معلم پای تخته داد میزد، صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسی ها

لواشک بین خود تقسیم می کردند

و آن یکی در گوشه ‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد.

برای اینکه بیخود های ‌و هو می کرد و با آن شور بی ‌پایان

تساوی های جبری را نشان می ‌داد

با خطی خوانا بروی تخته ‌ای کز ظلمتی تاریک

غمگین بود

تساوی را چنین بنوشت: یک با یک برابر است

از میان جمع شاگردان یکی‌ برخاست

همیشه یک نفر باید بپاخیزد . . .

به آرامی سخن سر داد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

نگاه بچه ‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود

آیا یک با یک برابر بود؟

سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می ‌داشت بالا بود

و آن سیه چرده که می نالید پایین بود؟

اگر یک فرد انسان واحد یک بود

این تساوی زیر و رو می شد

حال می‌ پرسم یک اگر با یک برابر بود

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌ گردید؟

یا چه ‌کس دیوار چین ‌ها را بنا می‌ کرد؟

یک اگر با یک برابر بود

پس که پشتش زیر بار فقر خم می ‌گشت؟

یا که زیر ضربه شلاق له می‌ گشت؟

یک اگر با یک برابر بود

پس چه ‌کس آزادگان را در قفس می ‌کرد؟

معلم ناله ‌آسا گفت:

بچه‌ ها در جزوه‌ های خویش بنویسید:

یک با یک برابر نیست . . .

 

استاد خسرو گلسرخی

عشق

زن و شوهر جوانی سوار بر موتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو من می ترسم

 مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!

زن جوان: خواهش می کنم، من خیلی می ترسم.

مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!

زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی؟

مرد جوان: مرا محکم بگیر

زن جوان: خوب، حالا میشه یواش تر؟

مرد جوان: باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.

روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.

مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند . . .

سهراب سپهری

يادت باشه

يادت باشه

همیشه یادت باشه اگه گدا دیدی

هیچ وقت تو دلت

نگو راست میگه یا دروغ؟ بدم یا ندم؟ آدم خوبیه یا بدیه؟

"چشماتو ببند و کمکش کن"

تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا، خدا هم تو دلش این سوال ها رو از خودش نپرسه

"چشماشو ببنده و بهت بده"

ارزش

هیچ گاه

به خاطر هیچ کس

دست از ارزش هایت نکش!

زمانی که اون فرد از تو دست بکشد،

تو می مانی و یک من بی ارزش

زیباترین غارهای جهان

زیباترین غارهای جهان

Marble Caves

یک پدیده نادر جغرافیایی از سنگ های مرمر می باشد که در آب های آبی دریاچه General Carrera  فرو رفته اند. آب این دریاچه از یخچال های کوهستان آند و منطقه پاتاگونیا تامین می شود.

در بسیاری از قسمت های آب می توان قطعات یخ شناور را مشاهده کرد.

Lava Tube Cave

این غار از مواد مذاب سرد شده ساخته شده است. صخره های مذاب یا ماگما زمانی که به سطح زمین می ریزد لاوا نامیده می شود. ویسکوزیته یا چسبندگی لاوا به میزان سیلیکا موجود در آن وابسته است. سنگ های بازالت یکی از محصولات این پدیده می باشند.

Hang en cave

با مشاهده آدم های توی تصویر در مورد عظمت این غار هیچ حرفی ندارم.

در فصل های سیلابی آب می تواند تا ارتفاع ۹۰ متر در این غار بالا بیاید و تمام صخره ها را بپوشاند.

Reed Flute Cave

یکی از توریستی ترین غارهای چین است که از سنگ های آهکی رنگارنگ تشکیل شده و بیش از ۱۲۰۰ سال است که از جاذبه های این منطقه برای انسان بوده است. این غار ۱۸۰ میلیون ساله به دلیل رنگ و شکل سنگ ها معروفیت جهانی دارد.

روی دیوارهای این غار بیش از ۷۲ دست نوشته مربوط به سال ۷۹۲ پیش از میلاد مسیح وجود دارد.

Gouffre de Padirac

این غار فرانسوی با دهانه ۹۹ متری و قطر ۳۵ متری و ارتفاعی حدود ۷۵ متر تا ۱۰۳ متر معروفیت خاص خود را دارد. رودخانه زیرزمینی در عمق ۱۰۰ متری زمین قابل قایقرانی است.

Fingal’s Cave

این غار دریایی اسکاتلندی از ستون های بازالت تشکیل شده و از سرد شدن لاوا در شکل های شش ضلعی ساخته شده است. بدنه این غار دائما در معرض فرسایش می باشد.

Enchanted well

این غار در ۴۰۰ کیلومتری سالوادور در آمریکای جنوبی قرار دارد. دریاچه بزرگ آن عمقی صد و بیست فوتی دارد و آب آن به قدری شفاف است که می توان صخره ها و تنه درخت های کف آب را دید.

به دلایل زیست محیطی ورود به این غار شدیدا کنترل می شود.

Derinkuyu cave

این غار معروف ترکیه در شهر زیرزمینی معروف آن دارای یازده طبقه است که تا عمق ۸۵ متری پایین می رود. این غار پناهگاه ده ها هزار انسان و گله ها و انبارهای آذوقه بوده است.

Carlsbad caverns

این غار آمریکایی در جنوب شرق ایالت نیو مکزیکو قرار دارد و توریست ها می توانند بدون راهنما در آن کاوش کنند. همچنین آسانسوری مردم را به عمق ۷۵۰ فوتی زیر زمین می برد و دارای رستوران نیز هست.

این غار عظیم ۱۲۲۰ متر طول آهکی، ۱۹۱ متر پهنا ودارای سقف ۷۸ متری در بلندترین منطقه آن است. این غار هفتمین غار بزرگ جهان است ( بزرگترین غار جهان ساراواک مالزی می باشد).

Antelope Canyon

به جرات می توان گفت این حفره پربیننده ترین غار جهان و بیشترین سوژه عکاسی بوده است. این غار در آریزونای آمریکا قرار دارد و از دو مجموعه تونل تشکیل شده است.

سیلاب های ناگهانی فصلی این غار را به مرور زمان ساخته اند.

آشنایی با تجهیزات کوهنوردی

آشنایی با تجهیزات کوهنوردی

ادامه نوشته

راه

                                  راه در جهان یکیست و آن راستیست.

نگاه تو

با کنجکاوی تمام سرک کشیدم توی اتاق تا علت این همه سر و صداهای کودکانه و شوق ذوق های زیبایت را بفهمم. دور تا دورت پر بود از اسباب بازی های رنگارنگ. تو اما از بین آنها بازی با پلاستیکی که در کنار اتاق بود را ترجیح داده بودی. چنان سرگرم شده بودی انگار زیباترین وگرانقیمت ترین وسیله در دستانت بود. همان جا نشستم به تماشای بازی جالب وخنده هایی که گاه گاه بر لبانت می نشست.

هر ذوقی که می زدی تلنگری بود بر روحم که حا لا با معصومیت دیروزش فرسنگ ها فا صله داشت. دلتنگ روزهای زیبا و بی شیله پیله ی بچگی شده بودم. روزهایی که قیمت و مارک برایم هیچ اهمیتی نداشت. روزهایی که تمام لذت دنیا در بازی با در های رنگارنگ شامپو و بطری ها برایم خلاصه می شد.

عجب دنیایی است این دنیا. چه ماهرانه همه را دلبسته به خود می کند. هر چه بزرگتر می شوی خواسته هایت هم بزرگ می شوند.تازه وقتی به آرزوهایت هم رسیدی بازهم خالی از لذت اند. چون دوباره دلت دنبال بهتر از آنچه داری می گردد.

چقدر دلم برای آن سرگرمی ها، خندیدن ها، ذوق زدن ها تنگ است.

پلاستیک را از دستانت می گیرم. چه دست و پایی می زنی و با نگاهت التماس می کنی تا آن را به تو پس بدهم. و من بی توجه به این تقلا های تو عروسک بوقی ات را در دستانت می گذارم و می گویم این که خیلی قشنگ تره.

نگاه تو اما هنوز به پلاستیک است . . .

وبلاگ منتظر کوچولو

قايقی خواهم ساخت‌

قايقی خواهم ساخت‌،

خواهم انداخت به آب‌.

دور خواهم شد از اين خاک غريب

كه در آن هيچ كسی نيست كه در بيشه عشق

قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهی

و دل از آرزوی مرواريد،

هم چنان خواهم راند.

نه به آبی ها دل خواهم بست

نه به دريا پريانی كه سر از خاک به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گيران

می فشانند فسون از سر گيسوهاشان‌.

هم چنان خواهم راند.

هم چنان خواهم خواند: دور بايد شد، دور.

مرد آن شهر اساطير نداشت‌.

زن آن شهر به سرشاری يک خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاری‌، سرخوشی ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی‌، مشعلی را ننمود.

دور بايد شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست.

هم چنان خواهم خواند.

هم چنان خواهم راند.

پشت درياها شهری است

كه در آن پنجره ها رو به تجلی باز است‌.

بام ها جای كبوترهایی است كه به فواره هوش بشری می نگرند.

دست هر كودک ده ساله شهر، خانه معرفتی است‌.

مردم شهر به يک چينه چنان می نگرند

كه به يک شعله‌، به يک خواب لطيف‌.

خاک‌، موسيقی احساس تو را می شنود

و صدای پر مرغان اساطير می آيد در باد.

پشت درياها شهری است

كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است‌.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت درياها شهری است‌!

قايقی بايد ساخت‌. قايقی بايد ساخت.

قاضی

قلمی از قلمدان قاضی افتاد.

شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید.

قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ.

تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟

مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی.

آدم ساده

میدانی؟

آدم های ساده . . .

ساده هم عاشق می شوند . . .

ساده صبوری می کنند . . .

ساده عشق می ورزند . . .

ساده می مانند . . .

اما سخت دل می کنند . . .

تصویر

زیباترین عکس ها از زیباترین پروانه های جهان

معجزه الهی

به معجزه الهی ایمان داشته باش و با دعا برای دیگران، زندگی خود را سرشار از عشق کن

افسوس . . .

یادتونه سال قبل تو زلزله ژاپن چه اتفاقی افتاد؟

پخش شدن مواد رادیواکتیو تو هوا رو میگم. تو ژاپن زلزله اومد

 و مردم یه روستا با خراب شدن خونه هاشون مجبور شدن

داخل یه کانکس زندگی کنن توجه کنید زلزله اومد

 خونه هاشون خراب شد  رفتن داخل کانکس زندگی کنن

بعد چند روز مسئولین رده اول ژاپن فهمیدن که چه اتفاقی افتاده

به همون روستا رفته و داخل کانکسی شدن که

 مردم روستایی تو اون زندگی میکردن

مسولین و رئیس جمهورشون جلوی مردم دهاتی و روستایی زانو زدن و

از اونا به خاطر این حادثه معذرت خواهی کردن

مسئولین و رده بالاهای ژاپنی که تو اومدن زلزله مقصر نبودن

 ولی رفتن و به خاطر این که چند نفر روستایی داخل کانکس زندگی می کردن 

 جلوشون زانو زدن و از اونا معذرت خواهی کردن

ولی اینجا تو ایران که ادعامون میشه . . .

با بی مسئولیتی و بی کفایتی مسئولین

۲۱ مادر آینده تو آتیش میسوزن ۱۷ دانش آموز تو حادثه تصادف

 پرپر میشن ولی دریغ از یک معذرت خواهی

دریغ از  استعفای یک مسئول

رئیس جمهور آمریکا میاد برنامه زنده و بابت دیوانگی یک

 روانی برای کشته شدن ۲۶ نفر معذرت خواهی میکنه

ولی اینجا تو ایران صدای کسی در نیومد و نمیاد

افسوس . . .

نگهداری از کفش های کوه

نگهداری از کفش های کوه

ادامه نوشته